ايناش - اوناش

Name: ايناش - اوناش

Thursday, May 31, 2007


یکشنبه ای یه لاک زرد خوشرنگ به دستم زدم و رفتم کلاس پیانو...در حین درس دادن استاد و تمرینان انگشتان من یک دفعه استاد گفت :"خیلی مراقب این انگشت کوچیکه باش که از روی کلاویه بلند نشه...ببینم این انگشتت از مال من هم کوچیکتره..."
فردا هم با همون ناخن های زرد رنگ رفتم دانشگاه(دیگه خودتون تصور کنین که اطرافیان با چه ایش و اوشی به ناخنام نگاه میکردن)...موقع برگشت به خونه که خواستم از ماشین پیاده شم و وارد بلوار خزر بشم دقیقا همون انگشت کوچیکه رفت لای در ماشین!!!
تا اطلاع ثانوی زدن پیانو و هرگونه فعالیتی از این قبیل تعطیل است./

حالا هی بگین به چشم زدن اعتقاد ندارین

----------------------
عوضش یه کنسرت پیانو و فلوت دبش رفتم که کلی حال داد بهم.
عسل حناچی منیع نوازنده فلوت
نازفر حجی و ربکا آشوقیان همراهی پیانو.(ربکا همونه که قراره استاد من بشه ها)

Sunday, April 22, 2007

Lucky shaaaanssssssss


5شنبه با پدر گرامي رفتيم خريد LapTop .
يه LaopTop Sony VIOA C250 خريديم به اسم خودم. سرويس توپ و بسيار سبك.وزنش 2.5 و ويندوز ويستا اوريجينال داره. فعلا اينجا روي كمتر كامپيوتري هست كه ويستا داشته باشن.فقط تنها چيزي كه من دوست داشتم داشت و نداره WebCam هستش.البته Blootos هم نداره.
خلاصه كه LapTop رو گرفتيم و الكي الكي تو قرعه كشي پايتخت هم شركت كرديم و امروز خبر رسيد كه يه نيم سكه برنده شديم!

Wednesday, April 18, 2007


آقا جاتون خالي هند چه صفايي داد... حقيقتا دلم براي همشون تنگ شده آقاي ليدر و آقايون راننده و كمك راننده حتي براي همسفرامون...ناهيد، سوگل، مينا، سعيد سياه كه من بهش ميگفتم پسر هندي و اون دو تا پسراي حاج آقا كه زير زيركي ما رو ديد ميزدن(ها ها)
روزاي آخر كه ديگه همه با هم قاطي شده بوديم و همه مثل فاميل شده بوديم...آخي ...ياد اون آقاي دكتر ارتوپد كه به White ميگفت "واكس" (تركيبي از همون وايت و سفيد خودمونه) خب بنده خدا سواد درست حسابي نداشت كه فقط من نميدونم چجوري مدرك دكتريشو گرفته!
هواپيماي برگشتمون كه خيلي عالي بود AirBus 300 و براي اولين بار يه غذاي درست و درمون و اون قسمت آخرش كه داشتيم با آقاي مهماندار دوست ميشديم كه به قول مهديه كلي بهش حال داديم وقتي بهش گفتيم شكل Marc Anthony هستش..هـــا هـــــا.حيف شد وگرنه نزديك بود يه عكس يادگيري با هم بگيريم فقط تونستم يه عكس يواشكي ازش بگيرم. به ياد ندارم توعمرم از يكي اينقدر تعريف كرده باشم
دقيقا وقتي كه برامون چايي اورد بهش گفتم...

- شما خيلي شبيه مارك آنتوني هستيد..
: شبيه كي؟
- مارك آنتوني
: (با يه قيافه جالب كه كلي ذوق زده شده و در عين حال كه اين شخص كي ميتونه باشه و به عبارتي WoooooOOOOOOOooW )
- تا حالا كسي بهتون نگفته بود؟
: نه باره اولمه ميشنوم
بعد هم برامون چاي با شكر گذاشت با قاشق اضافي!
وقتي هواپيما نشست و مسافرا داشتن پياده ميشدن ديدم اومده بغل دسته ما با كت رسمي پوشيده و يه احساسي كه منتظر يه حرفي از من يا خودش كه...
- ميدونيد كيه مارك آنتوني؟
: (دقيقا با هممون حالت آماده پاسخگويي ) هنرپيشه نيست؟
- نه خواننده است امسال هم جايزه گرفت زن جنيفر لوپزه
: آهان همون كه عينك ميزنه..فهميدم
- آره آره
خب در اينجا نوبت ما شد كه پياده شيم و اين يعني يه ضد حال حسابي واقعا تا يه جاييم سوخت كه چرا باهاش يه عكسنتونستم بگيرم. البته بعضي ها گفتن ايشون شكل توماج هستن!...اينجوري نگاه نكنين بابا به خدا من نگفتم...

آقا اين پوريا عجب تخم سگي بوده من نميدونستم البته فكر نميكردم 20 سالش باشه در اين صورت بايدم گه باشه ديگه مخصوصا كه رفيق فاسريك آريا هم دراومده من كه همه رو پاك كردم از لينكام از جمله بچه مخفي احساس كردم همشون يه مشت بچه هاي چيپن.يه مشت بچه دهاتي..همون چيپ قشنگتره براي توصيفشون.
--------
ميبينم كه امتحاناي نيم ترم شروع شده و من تازه دنبال ثبت نام براي ترم جديد كلاس پيانو...

Friday, March 23, 2007

Noruz 1386


خب خب خب اول از همه سال 1386 رو به همگي تبريك ميگم..
و در اين روزهاي آخر سال شاهد اين بوديم كه آقاي احسان حسن خان بنده رو Add فرمودن....خب اين همه جوكي بود براي آخر سالمان!
شوك اول سالمان هم اين بود كه شنيديم پسر عمه كوچكمان با دختر عمه كوچكمان پيوند زناشويي بستند!
اما هديه شب عيدمان اينكه شنبه داريم ميريم هند و تا يك هفته آنجا اقامت كرداهه!
آيا بنده در اين سفر يوسف گم گشته خود را پيدا خواهم كرد يعني؟؟!
خيلي ميترسم البته،از اينكه اونجا حالم بد بشه و در آن مملكت قريب و غربا جان به جان آفرين تسليم كنم..
خدايا ما را از شر شياطين و چشم نظر تنگ و بد دور گردان
الهي آمين

Wednesday, February 21, 2007


با اين اتفاقاتي كه اين چند وقت اخير افتاد هيچ بعيد نيست كه پس فردا خود خرشو تو تاكسي بغل دستم ببينم...
ديگه بالاتر از اين كه توماج داراب خودش بهم زنگ بزنه و با من حرف بزنه!!!!
اونم كه از اون PM هاش كه هي فرتُ فرت برام ميفرستاد. هِـــي هِـــــي...
در حال حاضر كه هيچ حسي بهش ندارم فكر ميكنم اون بُتي كه ازش ساختم فرو ريخته.
-------------------------
ترم جديد شروع شد فعلا كه 17 واحد دارم و فيزيك منو انداخت.
همچنان منتظرم كه يوسف گمگشتم باز گرده....

Tuesday, December 19, 2006


اونقدر غُـــــر زدم كه بالاخره ترم داره تموم ميشه...
مادر خانمي ما بالاخره روشو سفت كرد و به همسايه ديوار به ديوار باد دماغيمو رو انداخت كه شما استاد پيانو سراغ داريد يا نه؟
اونا هم گفتن بله البته پسر ما هم آموزش ميده و .........
امروز اولين جلسه كلاس بود.از يك طرف ساده ميخواستم باشم از طرفي هم شيك(يعني منم تيتيشيماااا فكر نكنين!!)
فقط دلم ميخواد مثل خودش عالي بشم تـــــــــازه بابام گفته اگه استادت بگه ديگه وقتش شده كه پيانو بگيري واست ميخرم(هــا هــا)
آقا اين دانشگامون ميگه وقتي وارد دانشگاه ميشي كلاتونو در بياريد از سرتون اون وقت پسرامون راست راست قرو فر ميان از خودشون...واقعا مسخرست.
يه مدت با امير نامي دوست بوديم كه اونم مثل بقيه شوت شد(بهتر) آخه خدا وكيلي به دردم نميخورد چون نه ماشين داشت نه وقتي واسه من(تازه موهاشم بلند بود چيزي كه من متنفرم ازش واسه پسر)
OwwWWwwراستي فهميديد موهامو كوتاه كردم(البته خيلي وقته)كلي كوتاه شد
اين جمله رو هم از استاد ما به ياد داشته باشيد و ختم كلام:

تمرين يادت نره، تــمرين تــــمرين تـــــــمرين
"علی روغنيان"

Thursday, November 09, 2006


آقا كی فكرش رو ميكرد توماج تخمی يه روز بياد منو Add كنه با همون ID كذاييش!! اونم بعد از اون همه جريانات نكبت بار؟؟؟!!!!؟؟
من يه كی كه سر جام خشكم زده بود يعنی همينجوری زل زده بودم به صفحه مانيتور!!!
"چــــــــــــــــــــــی؟؟؟ توماج داراب؟؟؟ وانت تو اد يـــــــــو؟؟؟؟؟؟؟ .... كـــــــــی؟؟ تومِليكااااا؟؟؟"
به خواهر گرامی نشون دادم...اونم گفت كی ی ی ی؟؟ توماج داراب تومِليكا!!!!!! گفت :معلوم شد تلفنا مالِ كيه ديگه..."
من نميخواستم بذارم Add ام كنه ولی خواهر گرامی فرمودند نه بذار ببينی حرف حسابش چيه
آخه من ميشناسم اين اَن رو،ميدونم كه با اينكارش ميخواد يه اَن بازی از خودش در بياره ديگه...
فرداش ديدم نذاشته من Add اش كنم(چُس ننه)...حالا حال كنيد مكالمه ی ديو و پری رو....

Pari (2006/11/05 12:40:23 PM): martikeye aldang mage man ba to shokhi daram,,,to hanoz dast az oqde nane baziyat bar nadashti.
Pari (2006/11/05 12:47:03 PM): idiye manam az hameye on sorakh sombehayi ke chepondi pak kon ye Ignor ham rosh,,be dostaye ashqaltar az khodetam bego dige be man zang nazanan.
Div (2006/11/05 01:22:07 PM): martikeye aldang to hasti....zanikeye bi tarbioat....
Div (2006/11/05 01:23:09 PM): to kos kholi chon na khode man na uub hai ke to to fekr mikoni doostye manan ke nemidounam ki hastand che kos kholai an ke be to zang bezanan..
Pari (2006/11/05 08:57:13 PM): hamun kos kholi ke mano add karde!,,to har dafe bayad ye ani az khodet beja bezari avazi??
Pari (2006/11/05 08:57:21 PM): faqat yekari nakon ke be goh khori bendazamet.Hala ham dige FUCK OFF.

Div (2006/11/06 10:17:32 AM): OH OH OH MANO NATARSOOON AZ FUCK OFFET...AGE MIKHAY MITOUNAM GARARI BEZARAM YE FUCK E ASASI BEHET NESHON BEDAM,,,

به تاريخاش و ساعتاش دقت كرديد...جالبيش اينجاست كه آدمی (البته درستش حيوونی)كه ادعا ميكنه من اينقدر سرم شلوغ كه وقت اينترنت و .... ندارم ببين چجوری 24 ساعته ياهو مسنجرشو چك ميكنه!
من ديگه جوابشو ندادم نه اينكه جوابی واسه اين حرفش نداشته باشما ،نه؛ ميخوام بدونم حالا چه گُه ديگه ای ميخواد بخوره
بابا من پنج شش سالی هست اين مردك رو ميشناسما فقط سه سالش با خود من 24 ساعته چت ميكرد.
اين تلفنای مزاحم هم كه ول كن نيستن..اَاَه ه
--------------------------------------
اين هفته هم كه آقـــــــــا تشريف اوردن شهر محل كار پدر گرانقدر و ما از وجودشون محروم شديم...چقدر دلم واسه بابام تنگ شده همين الان يه sms واسش ميفرستم(لوس لوس)
جريان Powerpoint و نحوه اجرای ارائه تجارت الكترونيكمم بماند حالاااا...فقط كه عمرا كسی بتونه به خوبی من ارائه بده!!! (باز دوباره دماغه باد شد)